مرداویج بنیادگذار سلسله زیاری
مرداویج فرزند زیار، از بقایای امیران محلی گیل بود که سالها با علویان بازی کردهوهیچ گاه به درستی تن به اسلام در نداده بودند. آنها اسلام ودولت علوی را مزاحمخویش تلقی کرده ومیکوشیدند تا استقلال خویش را حفظ کنند.
زمانی که مرداویج قدرت را به دست گرفت، کوشید تا دست کم مناطق مرکزیایران را زیر سلطه خویش درآورد. ابتدا طبرستان وگرگان را از دست ماکان بن کاکیبدر آورد وبر این منطقه تسلط یافت. پس از آن، با پنجاه هزار نفر سپاهی راهیاصفهان شد وبدون مشکل این شهر را تصرف کرد. در این زمان، خاندان ابودُلَف ـکه پیش از این دربارهشان سخن گفتیم ـ بر این شهر حکمرانی میکردند. هنوز فتحاین شهر به درستی تمام نشده بود که بار دیگر طبرستان بر وی شورید واو بهسرعت خود را به آن دیار رساند واوضاع را آرام کرد.
فعالیتهای دینی و مذهبی در دوره آل بویه
روند اسلامگرایی در ایران تا قرن چهارم هجری
تاکنون بهطور پراکنده، مطالبی درباره نفوذ اسلام در ایران آوردهایم. در اینجا به اینمناسبت که قرن چهارم قرن سیطره کامل اسلام در ایران است، به برخی از نکاتِتاریخی و تحلیلیِ نفوذ تدریجی اسلام در ایران اشاره میکنیم. در واقع، در این قرندیگر خبری از شورشهای ضد دینی ـ مانند خرمدینان ـ که در قرن دوم وسوم درخراسان یا آذربایجان شاهد آن بودیم، نیست.
نظام الملک وبرآمدن مذهب اشعری
اشاره کردیم که ابوالحسن اشعری (م 330 یا 334) در نیمه نخست قرن چهارم، ازمکتب اعتزال جدا شد ومکتب جدیدی تأسیس کرد. او کوشید تا عقاید اهل حدیثرا که پراکنده و قشری بود، قانونمند کرده وتحت یک نظام عقلی درآورد. این کارمورد رضایت حنابله نبود؛ بهویژه که تغییراتی در عقاید آنها داده میشد. مذهباشعری به تدریج جای خود را در میان شماری از سنیان علاقمند به مباحث عقلیودر عین حال گریزان از عقاید معتزله باز کرد. اشاعره خود را سنی نامیدند و بههیچروی در برابر اتهامات اهل حدیث تسلیم نشدند.
روزگار سامانیان در اواخر قرن چهارم رو به اِدبار و زوال بود. به سال 383، بخاراتوسط بغراخان، امیر ترکستان ـ از سلسله خانیان ـ مورد حمله قرار گرفت وپس ازشکست سپاه سامانی، شهر اشغال شد. این زمان ابوعلی سیمجور امارت خراسان راداشت وآنچه نوح از او خواست تا به وی کمک کند، اقدامی نکرد. از خوش اقبالینوح، بغراخان نتوانست در بخارا بماند؛ بنابراین بخارا را به قصد ترکستان ترک کردونوح بن منصور به تختگاه خویش بازگشت.
امیر دیگری که این زمان طمع در کار سامانیان داشت، فائق خاصه، از وابستگانپیشین دربار سامانی بود که در نواحی خوارزم قدرتی بهم زده بود. وی به بخاراتاخت؛ اما کاری از پیش نبرد. پس از آن به خراسان آمد وبه ابوعلی سیمجور دشمندیگر سامانیان پیوست.
روشن بود که اتحاد دو دشمن، تا چه اندازه برای شاه سامانی خطرناک بود. اومیبایست دست به دامان کسی میشد که توان مقابله با سیمجور وفائق را داشتهباشد. این شخص کسی جز سبکتگین نبود؛ کسی که این زمان شهرتی به دستآورده وقدرتی فوق العاده بهم زده بود. به گفته عتبی «قرعه اختیار بر ناصرالدینسبکتگین افتاد که از بزرگان اطراف بود ودر فتح ابواب خیر وقیام به مصالح عالمواهتمام به مناجِحِ خلق وتقویت دین ونصرت کلمه حق، معروف وموصوف بود.»
شعر وادب در دوره غزنوی
سلطان محمود غزنوی به دلیل سنیگری شدید ومتعصبانه خود، همواره موردطعن بوده است. او نه تنها بر ضد شیعه ومعتزله واسماعیلیه سخت میگرفت که دردایره خود تسنن نیز از فرقهای در برابر فرقه دیگر حمایت میکرد وجنگ هفتادودو ملت را در گستره بیشتری دامن میزد. همچنین وی به دلیل آتش زدن کتابهادر ری مورد طعن قرار گرفته است. او همچنین به خاطر آزار واذیت مخالفان دینیخود، از سوی مورخان سنی مذهب مورد تأیید واز سوی مخالفانش مورد نکوهشقرار گرفته است. فرار ابن سینا از دست وی، یکی از نشانههای سختگیری وی برفیلسوفان وعالمان است، چنان که سخت گرفتن او بر ابوریحان دلیل دیگری از اینبرخوردهای ناشایست اوست.
طغرل، تلاش برای تأسیس امپراطوری
طغرل مانند هر شاه دیگری که بنیادگذار سلسلهای در ایران بوده، سالهای متمادی ازعمرش را به جنگ پرداخت. زمانی که خوارزم وخراسان زیر سلطه سلجوقیاندرآمد، آنها به سوی منطقه جبال حرکت کردند. پیش از آن، سرزمین خراسان میانچهرههای برجسته این خاندان تقسیم شد. چغری در مرو، موسی یبغو در بستوهرات وسیستان وقاورد پسر بزرگ چغری به ولایت طبس ونواحی کرمانگماشته شدند. ابراهیم ینّال، برادر مادری طغرل به ری وسپس همدان رفت.